الفيض الكاشاني
33
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
صورتش نيست بلكه به خاطر درندگى و حرص اوست . سگ همان خشم است ، زيرا جانور درنده يا سگ گزنده از نظر صورت و رنگ و شكل درنده و گزنده نيست ، بلكه به سبب روح درندگى و دشمنى و گزندگى است كه در اوست . در باطن آدمى درندگى درنده و خشم آن و حرص خوك و شهوترانىاش جاى گرفته است . بنابراين خوك انسان را به حرص در گناه و كار زشت فرا مىخواند و درنده او را به وسيلهء خشم به ستم و آزار رساندن به ديگران مىخواند . شيطان پيوسته شهوت ناشى از خوك صفتى و خشم ناشى از درندهخويى را در انسان برمىانگيزد و يكى از آنها را شيفتهء ديگرى مىسازد و آنچه شهوت و خشم بر حسب طبيعت خود مىخواهند ، نيكو جلوه مىدهد . حكيم كه همان عقل آدمى است مأموريت دارد كه نيرنگ شيطان را دفع كند و با بينش نافذ و رأى روشن خويش پرده از مكر شيطان بردارد و با مسلّط ساختن سگ خشم بر خوك شهوت حرص او را در هم بشكند ، زيرا با خشم شدّت شهوت شكسته مىشود و درندگى سگ را با مسلّط ساختن خوك بر آن دفع كند و همهء آنها را مغلوب سياست خود سازد . اگر چنين كند كارها معتدل و عدالت در مملكت تن آشكار مىشود و همه به راه راست مىروند امّا اگر نتواند آن نيروها را مغلوب سازد ، آنها وى را مغلوب كرده به خدمت خود در مىآورند . پس همواره در انديشه و به فكر پيدا كردن راه چاره است تا خوك شهوت را سير و سگ خشم را خشنود سازد از اين رو هميشه در بندگى سگ يا خوك به سر مىبرد . حال بيشتر مردم تا وقتى كه همهء كوشش آنها ارضاى شكم و شهوت و فخر فروشى بر دشمنان باشد همين است . جاى بسى شگفتى است انسانى كه خود بتپرست است ، بتپرستان را به خاطر عبادت سنگ نكوهش مىكند ، حال آن كه اگر پرده كنار رود و باطن خودش آشكار شود - همانطور كه در خواب يا بيدارى براى اهل كشف و شهود باطن اشيا مجسم مىشود - خود را در